انتظار ها به پایان می رسد؟؟؟!

سلامممممم  بر همگی ….خوبین ؟ خوشین؟ میگم ببخشید ما اینقدر زود زود آپ میکنیما؟! دیگه چاره چیه!نیشخند

راستی  از اون جایی که این هفته ای که داره می آد واسه(بعضیا )بی نظیره قراره اتفاقای خوب خوب بیفته و اینا ، اینه که کلی  تـــبریک! دیگه همین فعلا بــــــــای تا هـــــــــای …خیال باطلبای بای

 

 نه دیـــــــگر …

 

نه دیگر شعر می خوانم ، نه دیگر شعر می خوانی

نه دیگر قدر می دانم ، نه دیگر قدر می دانی

 

نه دیگر حرفی از مریم ، نه عشقی واضح و مبهم

نگاهت خوب فهمانده که تو دیگر نمی مانی

 

نه دیگر حرف آینده ، نه بر لبهایمان خنده

دو دیوانه ، دو بازنده ، در این بازی ،چه میدانی

 

نه دیگر آن رسیدن ها، نه شوق و ذوق دیدن ها

نه سوی هم دویدن ها ،  عقب رفتیم پنهانی

 

نه دیگر نامه ای چیزی ، نه آن اشکی که میریزی

نه در تقویم رومیزی ، قرار روز مهمانی

 

نه دیگر فال و نه حافظ ، نه دیگر غیر تو هرگز

نه آن شاخه گل قرمز ، نه گل ماند و نه گلدانی

 

نه دیگر قصه ی مجنون ، نه حرف از عشق بی قانون

نه ماندن ساعتی بیرون ، نه رفتن زیر بارانی

 

نه دیگر طعم لالایی ، نه دیگر بی تو تنهایی

نه دیگر کی تو می آیی ، همه گم شد به آسانی

 

نه دیگر دوستت دارم ، نه از عشق تو بیمارم

نه تا آخر تویی یارم ،هوا سردست و طوفانی

 

نه دیگر نامه ای دادی ، نه حرف از صید و صیادی

چه کاری دست من دادی ، دل گمراه زندانی

 

نه دیگر شور لبخندی ، نه حرف از بعد و پیوندی

نه میخندم ، نه می خندی در این یلدای طولانی

 

نه دیگر صحبت از نازی ، نه حرف از بال و پروازی

نه تصمیمی به آغازی ، در این شب های پایانی

 

نه حرف از خواب و رویایی ، نه حرف از فتح دنیایی

نه قایق توی دریایی ، سکوتست و پریشانی

 

نه دیگر عذر و کوتاهی ، نه دیگر معذرت خواهی

نه ماندن بین صد راهی ،  نه خط روی پیشانی

 

نه دیگر حرف های راست ، نه دیگر زندگی با ماست

همان شد که دلت می خواست ، نمانده عهد و پیمانی

 

نه دیگر گفتگو کردن ، نه چیزی آرزو کردن

نه حرفی روبه رو  کردن ، فراموشت شدم آنی

 

نه حرفی از شهامت ها ، نه در بوسه خجالت ها

نه آن گونه حسادت ها ، تو حق داری نمی دانی

 

نه دیگر نقطه چین بگذار ، برو دست از سرم بردار

کجا عشقست با اجبار ، مرا این گونه می رانی

 

حرامم شد شب یلدا ، تمامش کن همین فردا

نگو جای تو من گفتم، به قلبم که پشیمانی

مریم حیدر زاده قلب

/ 97 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شرکت یگانه زنبور کاسپین

ژله رویال یا اکسیر جوانی بی نظیرترین ماده غذایی 100% طبیعی از فرآورده های زنبور عسل میباشد که مطابق مستندات علمی و گزارشات مصرف کنندگان آن در درمان و پیشگیری بیماری ها و نارساییهایی چون: ضعف عمومی بدن ،کم خونی ،اضافه وزن (اشتهای زیاد)،وزن کم (کم اشتهایی) ، پوکی استخوان ، کم کاری کبد، افسردگی ، ناتوانی های جنسی ، ناراحتی های معده ،آلزایمر ،پروستات ، ام اس، ریزش مو ، آرتروز ، دیابت ، آسم ،ناراحتی های قلبی -عروقی ... تاثیرقابل توجهی دارد.ژله رویال درتقویت حافظه، سیستم ایمنی بدن ،التیام زخم ها ، بهبود سوخت و ساز بدن (متابولیسم) و تنظیم قاعدگی موثر است. مصرف ژله رویال برای افرادی که در حال رشد هستند، ورزشکاران ، خانم های باردارو افرادیکه مشغله کاری و فعالیت جسمی و جنسی نسبتا زیاد دارند توصیه میشود. شرکت یگانه زنبور کاسپین زیر نظر آقای حسین یگانه راد ژله رویال 100% طبیعی و منحصر به فرد خود را با قیمت مناسب عرضه مینماید. برای کسب اطلاعات بیشتر به وبسایت ما Caspianbee.com مراجعه نمایید یا با شماره تلفنهای 22705166 و 22705167 تماس حاصل نمایید.

mahsa

فرنوش جان تو بیا حالا هرجا که خواستی نظر بده خوشحالم کردی اجییییییییییییی[نیشخند]

پریسا

سلام دوست گلم !!!!!!!!مطالب باحالی داری با تبادل لینک چه طوری؟؟؟؟؟عنوان لینک من کلبه تنهایی هست شما هم بیا تو سایتم و عنوان لینکت رو بگو!!!!!!!!!

پریسا

سلام دوست گلم !!!!!!!!مطالب باحالی داری با تبادل لینک چه طوری؟؟؟؟؟عنوان لینک من کلبه تنهایی هست شما هم بیا تو سایتم و عنوان لینکت رو بگو!!!!!!!!!

پریسا

سلام دوست گلم !!!!!!!!مطالب باحالی داری با تبادل لینک چه طوری؟؟؟؟؟عنوان لینک من کلبه تنهایی هست شما هم بیا تو سایتم و عنوان لینکت رو بگو!!!!!!!!!

omid

salam dokhtaraye khub . Kheili baiala ba safain . Movafagh bashin .

omid

salam dokhtaraye khub . Kheili baiala ba safain . Movafagh bashin .

سید علیرضا رئیسی

سلام همیشه شاد باشی یک دسته [گل][گل][گل] برای این پست خیلی خوب بود به من هم سربزن

ساناز

سلام وب جالبی داشتی خوشحال میشم یه سر هم به وبلاگ من بزنی

@lirez@

شکایت عشق ندیدی چشمهایم زیر پایت جان سپرد آخر گلویم از صدای های هایت جان سپرد آخر نفهمیدی صدایم بغض سنگینی به دوشش بود به دوشش بود اما از جفایت جان سپرد آخر نترسیدی بگوید عاشقی نفرین به آیینت که از چشمان جادویت خدایت جان سپرد آخر نمی دانی و می دانم که می دانم نمی دانی که دل در خواهش آن انزوایت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشینی از برای یار دلگیر است بخوان شعرم که شعرم در هوایت جان سپرد آخر ... فریاد